تبليغاتX
منتظران صبح
  • دلش مهربان بود  نگاهش  پر ازمحبت حر ف      كه مي  زد دوستي از كلا مش چكه  چكه ميباريد به دوستانش مي گفت  اشتباه ديگران را ببخشيد و اگر عصباني شديد خشمتان را اشكارنكنيد     

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 10:50  توسط ح.مقدم  | 

خدايا اي كسي كه قلب هاي ما در اختيار اوست 

 اي كسي كه اداره ي دنيا.شب و روز .در دست اوست .   اي كسي كه مي تواند حال افريده هايش را به بهترين صورت دراورد .  حال ما را به بهترين شكل برگردان.     سال تازه و حال تازه تان مبارك.                                                 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 10:31  توسط ح.مقدم  | 
ي
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 10:6  توسط ح.مقدم  | 



اي  كاش   ريشه فراق و جدايي از بن كنده ميشد .اي كاش نشان جدايي بر مي افتاد و هيچگاه سخن از هجران به ميان نمي امد .اي كاش بيرق وصل  بر افراشته  ميشدوبراي  هميشه جهان را از عدل و داد پر مي كرد.سلام  بر تو اي مو لا  سلام بر تو اي سرور اي همه هستي كه افتخار سراي من اين است كه آذينش را با نام تو بسته وحلقه زينتش نام توست  .اما دريغ  دريغا كه از تو دور افتاده ايم .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 23:44  توسط ح.مقدم  | 

نماز روز غدير در شب و روز و نيز نماز مسجد غدير، در روايات وارد شده است که نمونه اي از روايات آن بيان مي گردد:

الف: نماز شب غدير: سيد بن طاووس در مورد آن چنين مي گويد:

وجدنا فيها صلاة مذکورة في کتب العبادات والصلاة خير موضوع و خير مسموعٍ عام في سائر الصلوات.
ذکر صفة هذه الصلاة في ليلة الغدير وهي اثنتا عشرة رکعة لايسلّم الا في اخراهنّ ويجلس بين کلّ رکعتين ويقرأ في کل رکعة الحمد وقل هو اللّه أحد عشر مرّات و آية الکرسي مرّة، فاذا اتيت الثانية عشرة فاقرأ فيها الحمد سبع مرّات وقل هو اللّه أحد سبع مرّات واقنت وقل «لا اله الاّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشريک لَهُ، لَهُ الملک ولَهُ الحمد يحيي ويميت ويميت ويُحيي وهو حيّ لايموت بِيَدِه الخير وهو علي کل شي قدير» عشر مرات وترکع وتسجد وتقول في سجودک عشر مرات «سبحان مَن أحصي کل شئ علمهُ وسبحان مَنْ لاينبغي التسبيح الاّ لَهُ سبحان ذي المَنَّ والنّعم، سبحان ذي الفضل والطول، سبحان ذي العزّة والکرم، أسئلک بمعاقد العزّ من عرشِک ومنتهي الرحمة من کتابک وبالاسم الاعظم وکلماته التّامّة أن تصلّي علي محمد رسولِکَ وأهل بيته الطيّبين الطاهرين واَنْ تفعل بي کذا وکذا انّک سميع مجيب».
2

ب: نماز روز غدير: شيخ طوسي درباره نماز روز غدير چنين آورده است:

الحسين بن الحسن الحسيني قال: حدثنا محمد بن موسي الهمداني قال: حدثنا علي بن حسان الواسطي، قال حدثنا علي بن الحسين العبدي، قال سمعت اباعبداللّه الصادق ـ عليه السلام ـ يقول: صيام يوم غديرخم يعدل صيام عمر الدنيا عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لکان له ثواب ذلک وصيامه يعدل عنداللّه ـ عزّوجل ّ ـ في کل عام مأة حجّة ومأة عمرة مبرورات متقبلات وهو عيداللّه الاکبر… ومن صلّي فيه رکعتين… عدلت عند اللّه ـ عزوجلّ ـ مأة الف حجة ومأة الف عمرة و….
ومن فطر فيه مؤمناً کان کمن اطعم فئاماً وفئاماً فلم يزل يعد الي ان عقد بيده عشراً. ثم قال: اتدري کم الفئام؟ قلت: لا. قال: مأة الف کل فئام کان له ثواب من اطعم بعددها من النبيين والصديقين والشهداء في حرم اللّه ـ عزّوجلّ ـ وسقاهم في يوم ذي مسغبة والدرهم فيه بالف الف درهم…
3

ج: نماز مسجد غدير: محدث عظيم الشأن مرحوم کليني در مورد نماز مسجد غدير مي گويد:

عدة من اصحابنا، عن سهل بن زياد، عن احمد بن محمد بن أبي نصر، عن أبان عن ابي عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: يستحب الصلاة في مسجد الغدير لان النبيّ ـ صلي اللّه عليه وآله ـ اقام فيه أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ وهو موضع اظهره اللّه ـ عزّوجلّ ـ فيه الحق.4
 

2 ـ روزه

درباره روزه روز غدير روايات متعددي وارد شده که نمونه اي از آنها نقل مي شود. صدوق مي گويد:
حدثنا علي بن أحمد بن موسي ـ رضي اللّه عنه ـ قال: حدثنا محمد بن ابي عبداللّه الکوفي قال: حدثني الحسين بن عبيداللّه الاشعريُّ قال: حدثني محمد بن عيسي ابن عبيد، عن القاسم بن يحيي، عن جدّه الحسن بن راشد، عن المفضّل بن عمر قال: قلت لابي عبداللّه ـ عليه السلام ـ: کم للمسلمين من عيد؟ فقال: اربعة اعياد، قال، قلت: قد عرفت العيدين والجمعة، فقال لي: اعظمها واشرفها يوم الثامن عشر من ذي الحجّة وهو اليوم الذي اقام فيه رسول اللّه ـ صلّي اللّه عليه وآله ـ اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ ونصبه للناس علماً. قال: قلت: مايجب علينا في ذلک اليوم؟ قال: يجب عليکم صيامه شکراً للّه وحمداً له مع انّه اهل ان يشکر کل ساعة، وکذلک أمرت الانبياء اوصياءها ان يصوموا اليوم الذي يقام فيه الوصي يتخذونه عيداً، ومن صامه کان افضل من عمل ستين سنة.5همان طور که در پايان حديث آمده است انبيا به جانشينان خود دستور مي دادند که روز وصايت و امامت خود را عيد بدانند و روزه بگيرند. امام در اين حديث در فضيلت روزه اين روز مي فرمايد: روزه اين روز از عمل شصت سال برتر است.
مرحوم کليني هم در مورد روزه و اعمال ديگر چنين نقل مي کند:
عن علي بن ابراهيم، عن ابيه، عن القاسم بن يحيي، عن جدّه الحسن بن راشد، عن ابي عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: قلت: جعلت فداک للمسلمين عيد غير العيدين؟ قال: نعم يا حسن أعظمها واشرفهما، قلت: وايّ يوم هو؟ قال: هو يوم نصب اميرالمؤمنين ـ صلوات اللّه وسلامه عليه ـ فيه علماً للناس، قلت جعلت فداک وماينبغي لنا ان نصنع فيه؟
قال: تصومه يا حسن وتکثر الصلاة علي محمد وآله وتبرّء الي اللّه ممّن ظلمهم فانّ الانبياء ـ صلوات اللّه عليهم ـ کانت تأمر الاوصياء باليوم الذي کان يقام فيه الوصّي ان يتخذ عيداً، قال: قلت: فما لمن صامه؟ قال: صيام ستين شهراً، ولاتدع صيام يوم سبع وعشرين من رجب فانه هو اليوم الذي نزلت فيه النبوة علي محمّد ـ صلّي اللّه عليه وآله ـ وثوابه مثل ستين شهراً لکم.6

در آخر حديث بعد از روزه غدير به روز مبعث اشاره شده و ثواب روزه هر دو روز برابر با ثواب روزه شصت ماه دانسته شده است و اين، ارتباط حقيقي دو روز و اهميت آن دو را مي رساند.
 

3 ـ دعا در شب و روز غدير

از پيشوايان اسلام دعاهاي مختلفي در شب و روز اين عيد بزرگ نقل شده است که اين مقاله گنجايش نقل آنها را ندارد. محدثان زيادي، اين ادعيه را نقل کرده اند؛ از جمله سيد بن طاووس و علامه مجلسي و محدث قمي که مي توان به کتب آنان مراجعه کرد.7
 

4 ـ ياد خدا و پيامبر(ص)

در آداب غدير تأکيد شده که در اين عيد بزرگ با روزه و نماز به ياد خدا و محمد(ص) و آل او(ع) باشيد. در اين زمينه نيز حديثي از محدث بزرگ شيعه، کليني مي آوريم:
سهل بن زياد، عن عبدالرحمن بن سالم، عن ابيه قال: سئلت ابا عبداللّه ـ عليه السلام ـ هل للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والاضحي والفطر؟ قال: نعم اعظمها حرمة قلت: وايُّ عيد هو جعلت فداک؟ قال: اليوم الذي نصب فيه رسول اللّه ـ صلّي اللّه عليه وآله ـ اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ وقال: «من کنت مولاه. فعليّ مولاه» قلت: وايّ يوم هو؟ قال وما تصنع باليوم انّ السّنة تدور ولکنّه يوم ثمانية عشر من ذي الحجّة، فقلت: وماينبغي لنا أن نفعل في ذلک اليوم؟ قال: تذکرون اللّه عزّ ذکره فيه بالصيام والعبادة والذکر لمحمّد وآل محمّد…8
 

5 ـ درود و صلوات بر پيامبر اکرم(ص)
مرحوم شيخ حرّ عاملي از محمد بن علي بن الحسين چنين آورده است:
عن الصفار، عن محمد بن عيسي، عن علي بن سليمان بن يوسف البزّار، عن القاسم بن يحيي، عن جدّه الحسن بن راشد قال: قيل لأبي عبداللّه ـ عليه السلام: للمؤمنين من الاعياد غير العيدين والجمعه؟ قال، فقال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم أقيم اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فعقد له رسول اللّه ـ صلي اللّه عليه وآله ـ الولاية في اعناق الرجال والنساء بغديرخم، فقلت: وايّ يوم ذلک قال: الايّام يختلف، ثم قال: يوم ثمانية عشر من ذي الحجة قال، ثمّ قال: والعمل فيه يعدل ثمانين شهراً، وينبغي ان يکثر فيه ذکر اللّه ـ عزّوجلّ ـ والصلاة علي النّبي ـ صلي اللّه عليه وآله ـ ويوسع الرجل فيه علي عياله.9امام رضا(ع) نيز در ضمن بيان فضيلت روز غدير مي فرمايد:
ويوم الثار الصلاة علي محمد وآل محمد.10
 

6 ـ غسل

از امام صادق(ع) در ضمن حديثي که قسمتي از آن را درباره نماز نقل کرديم چنين آمده است:
يغتسل عند زوال الشمس من قبل أن تزول الشمس مقدار نصف ساعة يسئل اللّه ـ عزّوجلّ.11
 

7 ـ حمد و ستايش پروردگار و سپاس او

علامه مجلسي چنين آورده است:
وجدت بخطّ بعض الأفاضل نقلاً من خط الشهيد محمد بن مکي ـ قدّس اللّه روحهما ـ قال: روي عن النّبي ـ صلّي اللّه عليه وآله ـ أنّ من السنن أن يقول المؤمن في يوم الغدير مأة مرّة: الحمد اللّه الذي جعل کمال دينه وتمام نعمته بولاية اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب.12
در حديث ديگري آمده است:
هو يوم عبادة وشکر للّه وحمد له.13
 

8 ـ زيارت اميرالمؤمنين(ع)

امام رضا(ع) به احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي فرمود:
يا ابن أبي نصر، اين ما کنت فاحضر يوم الغدير عند اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فان اللّه ـ تبارک و تعالي ـ يغفر لکل مؤمن ومؤمنة ومسلم ومسلمة ذنوب ستين سنة ويعتق من النار ضعف ما أعتق من شهر رمضان وليلة القدر وليلة الفطر….14
مرحوم محدث قمي مي فرمايد:
سومين عمل در روز غدير زيارت حضرت اميرالمؤمنين(ع)است که سزاوار است که انسان هر کجا باشد سعي کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براي آن حضرت در اين سه روز زيارت مخصوصي نقل شده که يکي از آنها زيارت معروف به امين اللّه است که از نزديک و دور خوانده مي شود.15
 

9 ـ تعويذ

سيد بن طاووس فصلي را به آن اختصاص داده و در آن تعويذ پيامبر اکرم(ص) را بيان کرده که عين عبارت او نقل مي شود:
فصل، فيما نذکره من عوذة تعوّذ بها النبي ـ صلّي اللّه عليه وآله ـ في يوم الغدير، فتعوذ بها أنت أيضاً قبل شروعک في عمل اليوم المذکور ليکون حرزاً من المحذور وهي: بسم اللّه الرحمن الرحيم خير الاسماء بسم اللّه ربّ الآخرة والاولي وربّ الارض والسّماء الذي لايضرّ مع اسمه کيد الاعداء وبها تدفع کل الاسواء… 16
 

10 ـ عبادت
امام رضا(ع) در ضمن حديث مفصلي که در فضيلت و آداب آن روز دارد مي فرمايد:
وهو اليوم الذي يزيد اللّه في مال من عبد فيه… ويوم العبادة….17
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:52  توسط ح.مقدم  | 

زمان و مکان ولادت

زمان و مکان تولد:
حضرت مهدی علیه السلام فرزند
امام حسن عسگری علیه السلام و نرجس خاتون در طلوع فجر روز جمعه نیمه شعبان سال 255ه . ق در شهر سامراء دیده به جهان گشود. سالروز ولادت آن امام از فضیلتی بسیار برخوردار است .

مادر امام

مادر حضرت مهدی علیه السلام، دختر یشوعا فرزند قیصر روم بود؛ نام اصلی آن بانو ملیکه است که پس از ازدواج با امام حسن عسگری علیه السلام به نام‌های دیگری مشهور شد؛ مشهورترین آنها عبارتند از نرجس، ریحانه، صقیل، سوسن و حکیمه، که در این میان« نرجس» از همه مشهورتر است.

در برخی از احادیث از نرجس خاتون با عنوان
بهترین کنیزان یاد شده است. وی شدیدا مورد علاقه‌ی جدش، قیصر روم، بود. در دوران کودکی، زیر نظر اساتید و معلمان خبره، آداب و رسوم اقوام گوناگون و از جمله زبان عربی را آموخت؛ به‌گونه‌ای که بر این زبان تسلط کامل یافت.

به‌هم خوردن مراسم ازدواج نرجس

سیزده ساله بود که جدش ـ قیصر روم ـ مراسم بسیار مجلل و باشکوهی ترتیب داد، تا او را به عقد برادرزاده اش در آورد؛ ولی بر اثر حادثه‌ای شگفت‌آور، تخت برادر زاده‌اش سرنگون شد و او در دم جان سپرد. پس از او بار دیگر مراسم مشابهی ترتیب یافت تا ملیکه به عقد ازدواج برادرزاده دیگر قیصر در آید، ولی او نیز به سرنوشت برادر خود دچار شد.

در همان شب، ملیکه در عالم رویا توسط
رسول گرامی اسلام به عقد ازدواج امام حسن عسگری علیه السلام درآمد. از آن پس عشق و علاقه به امام حسن عسگری آن‌چنان در قلب ملیکه جای گرفت که او را از غذا و خوراک بازداشت. روز به روز حالش به ضعف و وخامت گرایید به‌طوری که پزشکان از بهبودی‌اش قطع امید کردند. ملیکه همچنان در آتش فراق و جدایی امام حسن عسگری می‌سوخت تا اینکه شبی در عالم رویا به دست مبارک حضرت زهرا مسلمان گردید و از آن پس شبی نگذشت مگر اینکه امام حسن عسگری را درخواب زیارت می‌کرد.

img/daneshnameh_up/7/77/mahdi4.jpg


سرانجام بر اساس دستور امام حسن عسگری به صورت ناشناس به جمع اسرای روم پیوست و از سوی امام هادی توسط بشر بن سلیمان خریداری شد و به سامرا منتقل گردید. امام هادی، نرجس خاتون را به خواهرش حکیمه واگذار کرد تا احکام دینی را به او آموزش دهد.

در اواخر عمر شریف امام هادی، امام حسن عسگری با نرجس ازدواج کرد و در سال 255 یا 256 حضرت امام مهدی متولد گردید. نرجس خاتون پس از ولادت آن حضرت، به دلیل حمله
جعفر کذّاب به خانه امام حسن عسگری، از خدا خواست پس از شوهرش زنده نباشد و به همین جهت در حدود سال های 256 تا 260 دارفانی را وداع گفت.

ازدواج نرجس خاتون با امام عسکری علیه السلام

نرجس خاتون در خانه حکیمه، دختر امام جواد علیه السلام، به‌سر می‌برد تا اینکه روزی امام حسن عسگری به خانه عمه خود رفت و نرجس خاتون توجه امام را به خود جلب کرد.

حکیمه به امام حسن عرض کرد اگر تمایل دارد، نرجس را به ازدواجش در بیاورد. امام پاسخ فرمود: « از این در شگفتم که به زودی فرزند بزرگواری از او متولد خواهد شد که خداوند به‌وسیله او زمین را از عدل و داد پر می‌کند، همان‌گونه که از جور و ستم پر شده است.» حکیمه پرسید: « آیا نرجس را به حضورتان روانه کنم؟» و امام آن را مشروط به اجازه پدرش کرد.

حکیمه در همان لحظه برای کسب اجازه ازدواج امام حسن و نرجس خاتون به حضور برادرش امام هادی شرفیاب شد، ولی پیش از آنکه سخنی بر زبان بیاورد، امام علیه السلام فرمود: «نرجس را نزد فرزندم ابومحمد بفرست.»

مراسم ازدواج امام حسن عسکری و نرجس خاتون را در خانه حکیمه برگزار شد و آنها پس از چند روز به خانه امام هادی رفتند.

مخفی بودن حمل

دوران بارداری نرجس خاتون همانند بارداری مادر موسی علیه السلام مخفی بود و کسی از آن آگاهی نداشت، چرا که دشمنان مترصد بودند آن حضرت را به قتل برسانند. 


کیفیت ولادت

شب پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری، حکیمه به خانه امام حسن عسکری علیه‌السلام رفته بود. نزدیک غروب آفتاب تصمیم گرفت برگردد که امام حسن به او فرمود شب را در همان جا بماند چرا که قرار است مهدی علیه السلام متولد گردد.

حکیمه و نرجس خاتون آن شب با هم نماز خواندند، افطار کردند و آنگاه به رختخواب رفتند. پس از مدتی، حکیمه برای ادای نماز شب آماده شد ولی اثری از وضع حمل در نرجس خاتون مشاهده نکرد. سپس نرجس نیز از خواب بیدار شد و مشغول نماز شب گردید.

حکیمه همچنان در اضطراب به‌سر می برد و منتظر وعده خدا بود. کم‌کم نزدیک بود که
شک و تردید او را فرا گیرد، که امام حسن عسکری او را باز داشت. نرجس خاتون در نماز وتر بود که حالش دگرگون شد. حکیمه می‌گوید: « در این حال پرده‌ای میان من و او مانع شد که دیگر نرجس را ندیدم. طولی نکشید که حجاب برطرف گردید و نرجس خاتون را دیدم که نوری از او می درخشید. آن نور به‌قدری شدید بود که جایی را نمی‌توانستم ببینم.

در آن حال کودکی را دیدم که صورت و
زانوهایش را بر زمین نهاده، دو انگشت سبابه را به سوی آسمان بلند کرده و سخن می گوید: « شهادت می‌دهم که هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست، تنهاست و شریکی ندارد؛ و شهادت می‌دهم که جدم رسول صلی الله علیه و آله و سلم خداست و پدرم امیر مومنان است.» آنگاه یکایک امامان را نام برد تا به نام خودش رسید. پس فرمود:« خدایا وعده‌ات را درباره من به انجام رسان. کار مرا به پایان برسان. گام‌هایم را محکم گردان و زمین را به وسیله من از عدل وداد پر کن.»

آداب پس از ولادت

امام حسن عسکری برای فرزندش گوسفندان زیادی عقیقه کرد و شیعیان را اطعام نمود.

مخفی نگه‌داشتن ولادت حضرت مهدی «علیه السلام) از همان آغاز رعایت می‌شد و جز شیعیان خاص و افراد معدودی از ولادت او باخبر نمی‌شدند؛ چرا که در صورت آگاهی دشمنان از ولادت آن حضرت، آنها درصدد کشتن او بر می‌آمدند.

اسامی

امام زمان علیه‌السلام نام‌های گوناگونی دارد که بسیاری از آنها لقب‌هایی است که از جهت خصوصیات و صفات مختلف، به او داده‌اند.

حضرت مهدی (علیه السلام) از آغاز ولادت دشمنان فراوانی داشت که همواره در پی یافتن و کشتن آن حضرت بودند. به همین جهت آن حضرت پیوسته در اختفا و غیبت به‌سر می‌برده و در احادیث
پیشوایان معصوم علیهم السلام و در میان شیعیان، از نام اصلی آن حضرت، کمتر استفاده می‌شده است.
برخی از نام‌های آن امام عبارتند از:

محمد: نام اصلی امام زمان محمد است. در بسیاری از احادیث، آن حضرت همنام و هم‌کنیه رسول بزرگوار اسلام معرفی گردیده است. با این حال در تعدادی از احادیث، بردن این نام ممنوع شمرده شده است و حتی در پاره‌ای از احادیث، کسی که آن حضرت را به این نام یاد کند، کافر و ملعون دانسته شده است. دلیل این حکم از سوی پیشوایان معصوم علیه السلام، مسایل امنیتی و حفظ جان آن حضرت از دست دشمنانش بیان شده است.

مهدی: مهدی در لغت به معنی هدایت‌شده و راه‌یافته است. دلیل نامیده‌شدن امام زمان علیه السلام به مهدی راهنمایی و هدایت‌یافتگی به امور مخفی و پنهان بیان شده است.

3-
قائم: از آنجا که حضرت مهدی به‌حق قیام می‌کند و حق را بر پا می‌دارد، در احادیث پیشوایان معصوم قائم به حق نامیده شده است.
img/daneshnameh_up/c/cc/bg.jpg
منتظر: منتظر به معنای کسی که در انتظارش به‌سر می‌برند. از آنجا که حضرت مهدی برای مدت بسیار طولانی در غیبت به‌سر می‌برد و در این مدت شیعیان مخلص، منتظر او هستند تا با ظهور خود جهان را از عدل وداد پرکند، آن حضرت منتظر نامیده شده است.

5-
احمد

6-
محمود

مومل «آرزو داشته شده)

8-
خلف

9-
الحجه من آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم

10ـ
منصور

11-
عبدالله

12ـ
خلف صالح

13-
صاحب الزمان

14ـ
خلیفه الله

15ـ
بقیه الله.

حضرت مهدی علیه السلام کنیه‌هایی نیز دارند که عبارتند از :
ابوالقاسم، ابوعبدالله و ابوجعفر.

دوران کودکی

چنانچه گفته شد، حضرت مهدی علیه السلام از همان آغاز ولادت و دوران کودکی ـ بلکه پیش از ولادت ـ در خفا به‌سر می‌برد و جز تعداد کمی از شیعیان و یاران خاص پدرش، کسی موفق به دیدار و ملاقات با او نمی‌شد. از این‌‌رو از حوادث دوران کودکی آن حضرت اطلاعات زیادی در دست نیست.

در اینجا به برخی از حوادث دوران کودکی امام اشاره می کنیم:

حضرت مهدی علیه السلام در روز اول ولادت: حکیمه در موارد متعدد به دیدار و زیارت امام می‌رفت. او در همان روز نخست ولادت امام برای عرض تبریک به خانه‌ی برادرزاده اش امام حسن عسکری رفت؛ ولی با کمال تعجب، حضرت مهدی را در جای خودش ندید.

وقتی از امام حسن عسکری پرسید، آن حضرت فرمود:« او را به کسی سپردیم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد.»

روز سوم ولادت: حکیمه روز سوم ولادت حضرت مهدی نیز برای دیدار امام به آنجا رفت. در این دیدار، حضرت مهدی علیه السلام را در آغوش گرفت و بوسید. امام حسن عسکری از حکیمه خواست فرزندش را نزد او ببرد.

هنگامی که حکیمه، حضرت مهدی علیه السلام را به پدر داد، امام حسن فرمود: « فرزندم سخن بگو!» و حضرت مهدی لب به سخن گشود و گفت: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم الارض و نری فی الارض و نری فرعون و هامان و جنود هما منهم ما کانوا یحذرون»؛ « پناه می برم به خدا از شیطان رانده‌شده، به نام خداوند بخشایشگر مهربان. و ما اراده کردیم بر کسانی که در زمین ضعیف شده‌اند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان قرار دهیم و وارثان (زمین) قرار دهیم و آنان را در زمین قدرت دهیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان از سوی آنان چیزی نشان دهیم که آنها را به ترس وا دارد»

سپس بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و
حضرت علی علیه السلام و همه امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسید و پس از ذکر نام پدرش ساکت شد.

همچنین در روز سوم ولادت حضرت مهدی، پدرش اصحاب خود را جمع کرد، حضرت مهدی را به آنها نشان داد وفرمود: « پس از من این کودک، امام شما و جانشین من است. او همان کسی است که گردن‌ها در انتظارش کشیده می‌شود و آنگاه که ظلم و جور پر شود، قیام می‌کند و دنیا را از عدل وداد پر می‌نماید. »

روز هفتم ولادت نیز حکیمه به دیدار آن امام رفت و ماجرای این دیدار شبیه دیدار روز سوم است.

روز دهم ولادت: در این روز خادمی به نام نسیم، در حضور حضرت مهدی عطسه کرد.

امام به سخن درآمد و فرمود: « خداوند تو را رحمت کند. (یرحمک الله.)» نسیم از این سخن خوشحال شد. آنگاه امام فرمود: « به تو بشارت می‌دهم که عطسه، سه روز ایمنی از مرگ را در پی دارد.»

چهل روزگی: حکیمه می‌گوید: « چهل روز پس از تولد حضرت مهدی علیه السلام به خانه امام حسن عسکری رفتم. مولایم امام زمان را مشاهده کردم که در خانه راه می رود و کسی را ندیدم که فصیح‌تر از او سخن بگوید.»


حکیمه گوید: « پس از آن از ابومحمد علیه السلام سراغ امام زمان را می گرفتم و او در پاسخ می فرمود: « او را به کسی سپردیم که مادر موسی علیه السلام فرزندش را به او سپرد»

ویژگی های آن حضرت

امام زمان دارای ویژگیهایی است که از یک جهت به همه انبیاء و اولیاء شباهت دارد ولی از جهت دیگر با تمام آنان تفاوت دارد.

قیام آن حضرت

قیام آن حضرت که آرزوی تمام شیعیان و مظلومان تمام جهان است دارای ویژگیهایی است که در روایات ائمه معصومین به آنها اشاراتی شده است و همچنین در قبال آن حضرت و قیام جهانی وی وظایفی برای شیعیان و موالیان حضرت آورده شده است
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:32  توسط ح.مقدم  |